نگاه
نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود
نظر سنجی
دوست دارید ازکدوم موضوع بیشترمطلب بزاریم










لینک دوستان
                                          سحر

چه کسی بیدار است...

که در این نیمه شب سرد و فراموش شده…

بغض جا مانده در این کنج گلو را به سحر بسپارد...

لحظه ای در بر من بنشیند...

سرمه از دیده ی شب پاک کند...

خنده بر لب چشم من را به سحر باز کند...

چه کسی می ماند...چه کسی خواهد رفت...

چه کسی مهر سکوت بر لب شب خواهد زد...

چه خدایی که در این نزدیکی است...

چه خدایی که ز من دور و به تو نزدیک است...

به سحر خواهد گفت که دگر مهلت شب نزدیک است...

که دگر نوبت نور است و بدی تهدید است...

آن خدایی که صدایش کردی...

شب خاموش تو را پر ز صدا خواهد کرد...

بر سر بالینت، همه شب تا به سحرگاه دعا خواهد کرد..
  



طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: ،
[ 1391/01/29 ] [ 20:42 ] [ حسینی ]

  رمز عاشقی

تو آیا عاشقی کردی، بفهمی عشق یعنی چه؟

تو آیا با شقایق بوده ای گاهی؟

نشستی پای اشک شمع گریان تا سحر یک شب؟

تو آیا قاصدک های رها را دیده ای هرگز،

که از شرم نبود شاد پیغامی،

میان کوچه ها سرگشته می چرخند؟

نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی می کند

چیزی نمی خواهد؟

و چشمان تو آیا سوره ای از این کتاب هستی زیبا

تلاوت کرده ای با تدبیر؟

تو از خورشید پرسیدی،

چرا بی منت و با مهر می تابد؟

تو رمز عاشقی، از بال پروانه، میان شعله های شمع، پرسیدی؟

تو آیا در شبی، با کرم شبتابی سخن گفتی

از او پرسیده ای راز هدایت، در شبی تاریک؟

تو آیا، یاکریمی دیده ای در آشیان، بی عشق بنشیند؟

تو ماه آسمان را دیده ای، رخ از نگاه عاشقان نیمه شبها بربتاباند؟

نپرسیدی چرا گاهی، دلت تنگ دل تنگی نمی گردد؟

چرا دستت سراغ دست همراهی نمی گیرد؟

تو آیا دیده ای برگی برنجد از حظور خار بنشسته کنار قامت یک گل؟

و گلبرگ گلی، عطر خودش پنهان کند از ساحت باغی؟

تو آیا خوانده ای با بلبلان، آواز آزادی؟

وسرخی شقایق دیده ای، کو همنشینی می کند با سبزی یک برگ؟

تو آیا هیچ می دانی

اگر عاشق نباشی مرده ای در خویش؟

تو آیا معنی چشمان خیس و لب فرو بستن نمی دانی؟

نمی دانی که گاهی، شانه ای، دستی، کلامی را نمی یابی

ولیکن سینه ات لبریز عشق است

شبی در کهکشان راه شیری، دب اکبر را صدا کردی؟

تو پرسیدی شبی احوال ماه و خوشه  زیبای پروین را؟

جواب چشمک یک از هزاران اختر در آسمان را، داده ای آیا؟

تو آوازی برای مریمی خواندی

و پرسیدی

تو حال غنچه تب دار سنبل را؟

خیالت پر کشیده، پشت پرچین حصار بسته باغی؟

ببینم با محبت، مهر، زیبایی

تو آیا جمله میسازی؟

لب پاشویه پرسیدی،

تو حال ماهی دریا سرشت حوض آیین را؟

نفهمیدی چرا دل بست فال فالگیری می شوی با ذوق

که فردا می رسد پیغام شادی!

یک نفر با اسب می آید!

و گنجی هم تو را خوشبخت خواهد کرد!

کلاغی را به خانه رهنمون گشتی؟

تو فهمیدی چرا همسایه ات دیگر نمی خندد؟

چرا گلدان پشت پنجره، خشکیده از بی آبی احساس؟

نفهمیدی چرا آیینه هم اخم نشسته بر جبین مردمان را برنمی تابد؟

نپرسیدی خدا را در کدامین پیچ، ره گم کرده ای آیا؟

جوابم را نمی خواهی تو پاسخ داد، ای آیینه دیوار؟

ز خود پرسیده ام در تو

که عاشق بوده ام آیا؟

جوابش را تو هم، البته می دانی

سکوت مانده بر لب را

تو هم ای من

به گوش بسته می خوانی ...




طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: ،
[ 1390/12/2 ] [ 13:53 ] [ حسینی ]
   

با من بمان این روزها 

با من که تنها مانده ام

تقدیر خود را خط به خط

در چشمهایت خوانده ام

این روز ها با من بمان

این روز ها عاشق ترم

این روز ها یاد تورا

با خود به رویا می برم

با من فرا سوی زمان

در خاطرت بیدار کن

در ناگهان این غروب

خورشید را تکرار کن

با من بمان این روزها

با من که تنها مانده ام

تا فرصت دیدارتو

هر روز را سوزانده ام

در کوچ ناهنگام تو

در کوچه ها جا مانده ام

من با تو روشن کرده ام

فانوس راه رفته را

بر چوب خط عمر خود

خط می زنم هر هفته را

.......


    



طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: ،
[ 1390/09/3 ] [ 00:05 ] [ حسینی ]
درباره وبلاگ

باسلام نگاه هستم وخوشحالم ازاینکه به وبلاگم سرزدید من وهمکارام سعی داریم تا وبلاگ فرهنگی علمی خوبی رابرای شما دوستان تهیه کنیم


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو